تبلیغات
خاطرات پسرم عرشیا - تو بیشتر از همه درک میکنی!!!!

بعضی وقتا حرف هایی رو میزنی که بهم یادآوری میکنه که بزرگ شدی و خیلی چیزا رو درک میکنی!

چند روز قبل دلم حسابی گرفته بود.....

ومعمولا توی این لحظه ها میرم توی حیاط  خونه !سراغ گل و گیاه تا یکم حال و هوام عوض بشه....


وقتی دیدی توی حیاطم تو هم اومدی بیرون...

داشتم قدم میزدم  که اومدی کنارم و میگی : مامان؛چرا انقدر راه میری؟ به چی داری فکر میکنی؟

نمیدونستم چی بهت بگم،راستش از سوالت خنده ام گرفت،گفتم: به هیچی پسرم!!!!

گفتی: چرا ناراحتی ؟ انقدر راه نرو مامان! من سرم گیج رفت!!!!

بهت گفتم باشه پسرم!!! تو برو بازی کن!

چند دقیقه سرگرم بازی شدی ولی دوباره اومدی سراغم!

وایندفعه حرف آخر رو گفتی: مامان ناراحت نباش، من دوستت دارم،تنهات نمیذارم!!!!


بغلت کردم و بوسیدمت....چقدر ذوق کردی که تونستی منو خوشحال کنی

 و من خوشحالم به خاطر داشتن تو....

خداروشکر که تو رو دارم .... خوشحالم که هستی ......






تاریخ : چهارشنبه 16 اردیبهشت 1394 | 05:42 ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات

  • ارز
  • بروجرد
  • پرشین بلاگ
  • فال حافظ
  • دانلود آهنگ جدید