تبلیغات
خاطرات پسرم عرشیا - تعطیلات عید و شروع برنامه های جدید
امسال تعطیلات نوروزی رفتیم مشهد؛خیلی خوب بود مخصوصا حرم امام رضا (ع) که روحیمون رو واقعا عوض کرد.

4روزه که داری میری آموزشگاه زبان،البته منم هر روز همراهیت میکنم. از اونجایی که تعطیلات این چند وقته تو رو حسابی وابسته کرده حاضر نیستی با جدایی کنار بیای و وسط در کلاس و سالن میمونی!!! نه دلت میاد از پیش من بری نه میتونی بی خیال کلاس و البته جایزه های بعدش بشی!

فعلا با مشورت مدیر آموزشگاه باید چند روزی رو با همین روال ادامه بدیم تا کم کم به محیط عادت کنی  و وابستگیت کمتر بشه.
امروز به خاطر علاقه شدیدت به رنگ آمیزی حاضر شدی بری سر کلاس و باکلی شوق شروع کردی به رنگ آمیزی،وسط کار بدو بدو وبا ناراحتی اومدی بیرون و کتابت رو نشونم دادی و میگی: مامان،از خط بیرون رفت!
وقتی همه ی شکلا رو رنگ کردی از مربیت یه برچسب جایزه گرفتی و خوشحال شدی.
قرار شده برای ثبت نامی های جدید یه کلاس دیگه برگزار کنن،امیدوارم این اتفاق بیفته.اینطوری دیگه از بچه هایی که از اول مهر سرکلاس بودن عقب نیستی و نیازی به جبران نیست.


تاریخ : سه شنبه 19 فروردین 1393 | 05:54 ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات

  • ارز
  • بروجرد
  • پرشین بلاگ
  • فال حافظ
  • دانلود آهنگ جدید