تبلیغات
خاطرات پسرم عرشیا - روزهای زمستانی بدون برف وبارون
جمعه ی هفته قبل دیدم ظهر بهتره به جای خوابیدن یه کار مفید انجام بدیم,3 نفری رفتیم توی حیاط و پرتقال هایی که مدت ها بود روی درخت چشمک میزدنو چیدیم,هیچی به اندازه ی برداشت محصول لذت بخش نیست
یکشنبه شب بابا رفت مسافرت...
ظهر روز دوشنبه با خاله وآیدا  رفتیم کانون پرورشی و از اونجا رفتیم سمت پارک...حسابی تو وآیدا بازی کردین.
بقیه روزها هم با خوبی وخوشی گذشت و امروز منتظر باباییم که از مشهد برگرده.

اینجا از برف وبارون هیچ خبری نیست واقعا نمی دونم ما باید چطور زمستون رو واسه بچمون توضیح بدیم!!!




تاریخ : جمعه 13 دی 1392 | 09:56 ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات

  • ارز
  • بروجرد
  • پرشین بلاگ
  • فال حافظ
  • دانلود آهنگ جدید