تبلیغات
خاطرات پسرم عرشیا - برنامه ی سفر....
قرار بود بعد از ماه رمضون من وتو وبابایی یه مسافرت سه نفره بریم مشهد واز اونجا به سمت شمال...

ولی وقتی برنامه رو به دایی گفتیم پیشنهاد دادن که تا 12 شهریور صبر کنیم تا همه با هم بریم.از اونجایی که مسافرت دست جمعی خیلی خیلی بیشتر خوش میگذره قبول کردیم.

حالا منتظریم تا دوازدهم بشه...اگه انشالله جور بشه وخدا بخواد این اولین مسافرتی میشه که همه ی خونواده می خوان با هم برن،آخه همیشه یه نفر یا گرفتار کار بود یا دانشگاه.

امشب عزیزجونت (خونواده باباجون)میرن مشهد.ظهر نهار رو خونه عزیز جون میخوریم...برم کم کم حاضر شم....




تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 11:46 ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات

  • ارز
  • بروجرد
  • پرشین بلاگ
  • فال حافظ
  • دانلود آهنگ جدید