تبلیغات
خاطرات پسرم عرشیا - یعنی دلیلش چی میتونه باشه؟
عرشیا جونم بعضی وقتا خیلی دوست داره حرص مامانش رو در بیاره ودر این کار چنان مهارتی داره که نگو ونپرس!

از اونجایی که وروجک ما بعضی وقتا در حال وهوای خودش به سر میبره وبرای چند لحظه ای غافل از اطرافش میشه چنان طبع شعرش گل میکنه که شعرهای فی البداهه هم میگه چه برسه به شعر هایی که خودم واسش می خونم!!!

خلاصه مشغول خوندن میشه و دوسه تا شعری رو میخونه وتا میگم بخون که ازت فیلم بگیرم مثل یک عروسک بدون باطری میشه که صداش خش خش میکنه و وسط خوندن گهگاهی پارازیت داره...

واما جهت اطلاع باید بگم حدودا 4 تا شعر رو بلده تاحدودی کامل و واضح بخونه.

ولی در مورد پازل هاش که کلا مامانی در این مورد کم آورده ودیگه بی خیال شده...از اونجایی که یه روز باچشمای خودم دیدم که تمام پازلش رو در نبودن من(یعنی من دورادور شاهد صحنه بودم)بدون لحظه ای درنگ چید تصمیم گرفتم دیگه زیاد ازش کار نکشم و متوجه شدم که یه جورایی مخصوصا با من مخالفت میکنه.






تاریخ : شنبه 28 بهمن 1391 | 04:19 ب.ظ | نویسنده : مامان | نظرات

  • ارز
  • بروجرد
  • پرشین بلاگ
  • فال حافظ
  • دانلود آهنگ جدید