تبلیغات
خاطرات پسرم عرشیا - 20 ماهگی گل پسرم
                  20 ماهگیت مبارک عزیزم


بن بن بن مقدماتی رو کامل یاد گرفتی... یعنی تمام 30 کارت رو وقتی نشونت بدیم  شکلارو میگی...


باما کارت  رو هر روز باهم کار میکنیم و بیشتر اندام های بدن،میوه ها وسبزیجات واشیا رو یاد گرفتی
 (من عاشق این کارت هام چون واقعا یه مجموعه ی کامله ویه سی دی داره که تو خیلی دوست داری)
حتی توی خیابون ماشین پلیس رو شناختی وگفتی ماشین پلیس،همین طور اتوبوس!!!

وقتی یه گوشی موبایل(البته آشنا) میبینی صاحبش رو تشخیص میدی وواسش میبری!

از پله ها به راحتی و بدون نیاز به کمک بالا و پایین میری البته وقتی تعدادش از 3یا 4 تا تجاوز نکنه.

عاشق وسایل آشپزخونه ای و هرجا که باشی کفگیرو ملاقه داری و گاهی جارو...همیشه در حال آشپزی ونظافت خونه و مسواک واین جور چیزا.
ومن هم روزی 20بار وسایل آشپزخونه رو بعد از آشپزی شما مجبورم بشورم و جمع کنم!!!

خیلی از افراد فامیل رو میشناسی و به اسم صدا میکنی..

 دیروز فیلم های زمان بچگیت رو با هم نگاه میکردیم
،توی یکی از فیلم ها شوهرعمه رو دیدی وگفتی : اَمید!!!

خیلی از افراد روی توی عکس یا فیلم میشناسی،همه رو به غیر از خودت!!!


یه روز صبح تا از خواب بیدار شدی،گفتی:عمو حسین نیست!!!  ودقیقا شب قبلش عمو رفته بود مشهد...البته حتما روز قبلش بحث رفتنش بوده و تو یادت مونده بود!

یه شب بابا دیرتر از مغازه اومد ومن می خواستم تورو بخوابونم،ولی یه نگاهی به جای خالی بابا انداختی و گفتی بابا نیست!! گفتم:میاد پسرم و تو گفتی: بابا مدازه اس!(مغازه اس)

راستی چند تا دندون جدیدت مبارک...!!!!  حدودا 4 تا دندون کرسیت باهم در اومد،کلی هم اذیت شدی و درد کشیدی!

        

و اما عرشیا در حال مسواک زدن به دندونای اسب آبیش....!!!!!














تاریخ : چهارشنبه 6 دی 1391 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : مامان | نظرات

  • ارز
  • بروجرد
  • پرشین بلاگ
  • فال حافظ
  • دانلود آهنگ جدید